فصلنامه «پژوهش حقوق خصوصی» دارایدرجه علمی «ب»از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است.
فصلنامه «پژوهش حقوق خصوصی» با شیوه داوری بسته و دوسو ناشناس و با گستره دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی بهعنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر میشود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بینالمللی با تمرکز بر مباحث حقوق خصوصی پایهگذاری شده است. این نشریه تلاش میکند پیشرفتهای صورتگرفته در حوزه حقوق خصوصی را انعکاس داده و با تمرکز بر انتشار مقالات با کیفیت، یافتههای مرتبط با موضوعات مهم حقوقی را نمایان سازد.
به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافتههای پژوهشی، این نشریه بهعنوان یک نشریه دسترسی آزاد پایهگذاری شده است و تمام مراحل اشاره شده برای چاپ مقاله از سوی انتشارات دانشگاه علّامه طباطبائی پشتیبانی مالی میشود.
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصی به صورت الکترونیکی (آنلاین) منتشر میشود. همچنین، این نشریه از قوانین کمیته بین المللی اخلاق نشر (COPE) و نیز آییننامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی میکند.
نکات قابل توجه نویسندگان: مجله «پژوهش حقوق خصوصی» ثبت و نمایش شناسه ORCID و استفاده از رایانامه دانشگاهی یا سازمانی نویسندگان مقالات را توجه به درخواست کمیسیون نشریات علمی کشور الزامی میداند. بنابراین، از نویسندگان محترم درخواست میشود قبل از ارسال مقاله برای مجله، نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگر ORCID و رایانامه دانشگاهی/سازمانی اقدام نمایند. همچنین، لطفاً پیش از ارسال مقاله به این نشریه، قسمت راهنمای نویسندگان و پرسشهای متداول مطالعه شود.
چکیده در حقوق دادرسی در کنار خواسته راجع به اصل دعوا خواستههای دیگری با عنوان متفرعات دعوا مطرح میشود. موضوع محوری این پژوهش با روش توصیفی –تحلیلی و تحلیل بنیادین مفهوم «متفرعات دعوا» انواع آن و جایگاه و رژیم حقوقی آن در نظام آیین دادرسی مدنی ایران است که به دلیل اجمال و ابهام، محل تفسیرهای قضایی متعددی قرار گرفته است. در این مقاله متفرعات به دو دسته تقسیم میشود: متفرعات غیراستقلالی که تابع ماهیت اصل دعوا بوده و شامل هزینههای دادرسی و حقالوکاله وکیل میشوند و متفرعاتی که دارای استقلال نسبی هستند مانند خسارت تأخیر تأدیه است. متفرعات دعوا علیالاصول در صلاحیت از اصل دعوا تبعیت میکند اما در خصوص خسارت تاخیر تادیه دیون ناشی از کار و نیز هنگامی که سایر متفرعات به عنوان یک دعوای مستقل مطرح میشوند نظرهای مختلفی وجود دارد. متفرعات دعوا در زوال و شکایت از رای و سازش، تابع اصل هستند. متفرعات دعوا بر خلاف اصل دو درجهای ماهیتی، ابتدا در تجدیدنظر نیز قابل طرح هستند و اگر در مرحله نخستین مغفول مانده باشند بر خلاف اصل دعوا که اگر مغفول مانده باشد باید دادگاه نخستین در مورد آن نظر دهد، دادگاه تجدیدنظر ابتدا میتواند در مورد متفرعات دعوا نظر دهد و از اینرو استثنایی بر اصل دو درجهای بودن رسیدگی ماهوی به دعوا است.
چکیده قانون برنامه هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران برای نخستین بار بهطور صریح انعقاد قراردادهای مشارکت در تولید را در میادین مشترک نفت و گاز مجاز اعلام کرده است. با وجود اهمیت این تحول، ابهاماتی درباره ماهیت حقوقی این قراردادها، هدف قانونگذار، نسبت آن با اصول ۷۷ و ۱۳۹ قانون اساسی، مفهوم «بدون واگذاری مالکیت» و محدودیت آن به میادین مشترک وجود دارد. این پژوهش با هدف تحلیل حقوقی بند (الف) ماده ۴۴ و شناسایی الزامات و چالشهای اجرایی آن انجام شد. روش تحقیق ترکیبی است؛ ابتدا متن قانون و اسناد بالادستی از طریق تحلیل محتوای حقوقی بررسی و سپس با استفاده از روش دلفی و مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان، چالشهای حقوقی شناسایی شد. یافتهها نشان میدهد قرارداد مشارکت در تولید، قرارداد عهدی و مبتنی بر تعهد به نتیجه است که انتقال مالکیت مخزن را در پی ندارد و اصول ۷۷ و ۱۳۹ قانون اساسی الزام تصویب مجلس را شامل نمیشود. مجوز قانونی، ظرفیت اجرای این قراردادها را دارد مشروط بر تفسیر درست قیود و تدوین مقررات تکمیلی. همچنین نتایج پژوهش میدانی نشان میدهد هرچند چالشهای حقوقی اهمیت دارند، چالشهای نهادی و ساختاری بیشترین تأثیر را بر روند اجرای قراردادها دارند و اصلاح چارچوبهای حقوقی به تنهایی کافی نیست.
چکیده قاعده طلایی با بیان «هر آنچه برای خود میپسندی، برای دیگران نیز بپسند و هر آنچه برای خود نمیپسندی، برای دیگران مپسند»، به دلیل برخورداری از عنصر سازگاری عقلانی و همدلی ناشی از معکوسسازی نقش، توانایی منحصر به فردی در ایجاد نظم و تحقق عدالت در روابط انسانی دارد و از آنجایی که تأمین نظم و عدالت از اهداف نظام حقوقی است، مسئله این است که این قاعده چه نقش و آثاری در نظام حقوقی دارد؟ لذا در این پژوهش به روش کتابخانهای نشان داده شد که این قاعده به دلیل مبنای عقلانی و ایجاد رابطهای بینالاذهانی، در شناسایی حقوق طبیعی و تعمیم آن به دیگران نقشی اساسی ایفا میکند و میتواند در قالب یک اصل کلی حقوقی، زمینه انطباق و اجرای آن را در اجتماع فراهم آورد. البته این قاعده در مرحله قانونگذاری به عنوان منبع مستقل برای کشف فهم عرفی محسوب میشود؛ لیکن در مرحله قضاوت، جنبه تکمیلی داشته و در تفسیر و رفع ابهام قواعد اثرگذار است. تجلی این قاعده در نظام حقوقی، در اصولی چون فردیکردن مجازات در حقوق کیفری و اصل متعارف بودن در حقوق قراردادها و مسئولیت مدنی است.
چکیده پیشبینی سازمان ثبت احوال کشور بهعنوان مرجع صدور گواهی انحصار وراثت در بند «ث» ماده 113 قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت و وضع آییننامه 23 مادهای بهمنظور اجرایی ساختن آن، با چالشهای حقوقی قابل توجهی روبهرو میباشد. یافتههای این مقاله که با روش توصیفی – تحلیلی گردآوری شده، نشان میدهد که عدم آشنایی کافی مرجع تصویب قانون و آییننامه مذکور با مبانی حقوقی و قوانین و مقررات مربوط به گواهی انحصار وراثت مانند قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول؛ منتهی به بروز تعارضات چشمگیر بین قوانین موضوعه، بهکارگیری نادرست اصطلاحات حقوقی (مانند «رای» برای اطلاق به تصمیم هیئت حل اختلاف سازمان ثبت احوال کشور) و صلاحیتبخشی ناصواب به هیئت مزبور بهعنوان مرجع فاقد مقام قضایی و در نظر گرفتن مهلت برای تقدیم اعتراض نزد آن هیئت شده است. در کنار اینها، سکوت بند «ث» ماده 113 در موارد پرشمار، باعث شده گاه آییننامه اجرایی آن، پا را در ورطه قانونگذاری بگذارد و بهجای تبیین قانون منشأ خود، مفاد قانون را توسعه بخشد. گاه نیز این سکوت در آییننامه اجرایی تکرار و باعث شده اموری مانند تعیین دادگاه صالح برای رسیدگی به اعتراض به تصمیم هیئت حل اختلاف و امکان شکایت از رای دادگاه صالح (بهویژه تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی) مغفول بماند.
پوریا خوش آبی، مجیدرضا عرب احمدی، حمیدرضا علی کرمی
چکیده اثربخشی تأمین مالی در صنعت هوانوردی جهانی، از طریق ابزارهای نوین وثیقهگذاری و کاهش ریسک سرمایهگذاری است. اتکاء نظام حقوقی ایران بر قواعد سنتی، این کارآمدی را کاهش داده است. صنعت هواپیمایی ایران برای نوسازی ناوگان خود نیازمند تأمین مالی قابل توجهی است؛ امری که بدون اصلاح ساختار حقوقی میسر نخواهد بود. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، به واکاوی تطبیقپذیری حق عینی تبعی در چارچوب کنوانسیونهای ژنو و کیپتاون با اصول فقه امامیه و حقوق داخلی میپردازد و به این پرسش پاسخ می دهد که آیا حق عینی تبعی در چارچوب کنوانسیونهای ژنو و کیپتاون، با اصول فقهی و نظام حقوقی ایران تطبیقپذیر بوده و قابلیت اجرایی خواهد داشت؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که نظام حقوقی ایران از ظرفیت فقهی لازم برای پذیرش نهادهای تضمینی مدرن برخوردار است. اما ضعف در نظام ثبت، تعدد مراجع اجرایی و محدودیتهای نهادی مانع پیوستن مؤثر به کنوانسیون کیپتاون میباشد. همچنین عدم الحاق به کنوانسیون کیپتاون منجر به افزایش نرخ بهره و کاهش جذابیت سرمایهگذاری میشود. لذا در این پژوهش، الگوی انطباق تدریجی با استفاده از ظرفیتهای تقنینی، اقدامات اجرایی، بهرهمندی از مبانی فقهی و دکترین حقوقی، به عنوان راهکار عملی برای کاربردیتر شدن حقوق داخلی ارائه میشود.
چکیده با وجود گسترش و توسعه هوش مصنوعی در تمامی جنبههای زندگی انسانها، مشکلات مربوط به مسئولیت ناشی از عملکرد هوش مصنوعی همچنان حل نشده باقی مانده است. یکی از مهمترین راهکارها برای حل این مشکلات، بیمه مسئولیت سیستمهای هوش مصنوعی است. بیمه قادر است بهعنوان یک ابزار نظارتی و حاکمیت، ضمن هدایت رفتار نهادهای مرتبط با بیمه، در حل مسائل پیچیده مسئولیتی نیز راهگشا باشد. این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی بیمهپذیری سیستمهای هوش مصنوعی و تأثیر صنعت بیمه بر هوش مصنوعی با وجود زیرساختهای کنونی اختصاص دارد. این مقاله راهکارهایی در جهت حل موانع صنعت بیمه برای بیمه سیستمهای هوش مصنوعی به نحوی که در عین تشویق به توسعه و نوآوری، به صورت پیشگیرانه مانع بروز خسارات و در صورت بروز آسیب و خسارات، بهطور کامل جبران شود، ارائه میکند. نتایج این تحقیق نشان میدهد بیمهپذیری هوش مصنوعی با موانعی مواجه است اما این موانع میتواند از طریق راهکاریی مانند تنظیمگری دولتها، بیمههای اتکایی، اوراق بهادار بیمهای، بیمه اجباری و صندوق جبران خسارت بر طرف شود. از این جهت بیمه هوش مصنوعی نقش تنظیمگری را ایفا کرده و در کنار دیگر قوانین میتواند موجب پیشگیری از بروز خسارات شود، ضمن آن که جبران ریسکهای ناشی از این خسارات صرفاً بر تولیدکنندگان تحمیل نشود.
چکیده با پیچیدهتر شدن روابط اقتصادی و افزایش اختلافات تجاری، داوری بهعنوان شیوهای کارآمد برای حلوفصل اختلافات اهمیت یافته است. در حقوق ایران طبق بند ۲ ماده ۴۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی، دعاوی ورشکستگی بهطور مطلق از شمول داوری خارجاند؛ زیرا ورشکستگی تنها اختلافی خصوصی میان تاجر و طلبکاران نیست، بلکه نهادی حقوقی با آثار گسترده اقتصادی و اجتماعی است که به نظم عمومی و حقوق اشخاص ثالث مرتبط میشود. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانهای، مبانی حقوقی عدم داوریپذیری دعاوی ورشکستگی در ایران و امکان ارجاع برخی دعاوی فرعی به داوری را بررسی میکند. مطالعه تطبیقی نظامهای حقوقی ایالات متحده، فرانسه و آلمان نشان میدهد که اصل دعوای ورشکستگی و اعلام توقف به دلیل تأثیر مستقیم بر حقوق طلبکاران و نظم عمومی اقتصادی غیرقابل ارجاع به داوری است؛ اما برخی دعاوی فرعی و قراردادی که تأثیری بر فرآیند تصفیه و پرداخت دیون ندارند، میتوانند تحت شرایطی داوریپذیر باشند. نتایج تطبیقی بیانگر آن است که بازنگری در ممنوعیت مطلق داوری در این حوزه میتواند موجب افزایش کارایی و تسریع رسیدگیها شود.
چکیده فناوری دیپفیک که بر پایه الگوریتمهای هوش مصنوعی مولّد استوار است، امکان تولید محتوای شبیهسازی شده صوتی-تصویری و تشخیصناپذیر از واقعیت را فراهم ساخته و بدینسان، نظام حقوق مالکیت فکری را در دو حوزه حق مؤلف و علامت تجاری با چالشهایی بیسابقه مواجه نموده است. از یک سو، دیپفیک با بهرهگیری از آثار مشمول حق مؤلف و بازآفرینی یا اقتباس از آنها، میتواند مصداق نقض حقوق انحصاری پدیدآورندگان محسوب گردد؛ و از سوی دیگر، از طریق القای گمراهکننده در انتساب یا تأیید، یا پنهانسازی هویت ارائهدهنده کالاها یا خدمات بستر تعدی به علائم تجاری را فراهم نماید. این نوشتار با استناد به منابع کتابخانهای و اتخاذ رویکرد تحلیلی تطبیقی، ضمن شناسایی مصادیق نقض در دو ساحت یادشده، به واکاوی کفایت چارچوبهای هنجاری موجود در نظام حقوقی ایران میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که قوانین کنونی ایران، به دلیل اتکا بر مفاهیم سنتی و نیز فقدان رویه قضایی در فضای دیجیتال از مهار پیامدهای دیپفیک ناتوان است. ازاینرو، بازنگری در نظام حقوق مالکیت فکری و طراحی چارچوبی جامع، منعطف و آیندهنگر که همزمان از حقوق پدیدآورندگان و صاحبان برندها در برابر مخاطرات حاصل از دیپفیک حراست نماید، نه یک گزینه، که ضرورتی انکارناپذیر بهشمار میرود.
چکیده مطابق تحلیل سنتی حقوق قراردادها، تا پیش از حلول موعد اجرای تعهد، اصولاً نقض تعهد و امکان توسل به ضمانتاجراهای قراردادی تحقق نمییابد. این تحلیل که در حقوق ایران در ماده ۲۲۶ قانون مدنی و در حقوق فرانسه در قالب نهاد mise en demeure و ماده 1231 قانون مدنی انعکاس یافته، عمدتاً بر مبنای تعهدات آنی استوار است. با این حال، در تعهدات مستمر، بهویژه در قراردادهای ساخت، پیشفروش و خدمات مستمر، تحقق هدف نهایی قرارداد وابسته به استمرار اجرای تعهد در طول زمان است و توقف عملیات اجرایی میتواند پیش از حلول موعد نهایی، امکان اجرای قرارداد را با خطر جدی مواجه سازد. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد تطبیقی در حقوق ایران و فرانسه، به بررسی امکان شناسایی نقض تعهدات مستمر پیش از موعد نهایی میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در تعهدات مستمر باید میان «تأخیر در اجرای تعهد نهایی» و «قطع فرآیند مستمر اجرای تعهد» تفکیک قائل شد و اختلال در استمرار اجرا میتواند خود نوعی نقض فعلی تعهد تلقی شود. بر این اساس، متعهدله باید بتواند حسب مورد الزام متعهد به ادامه اجرا، مطالبه خسارت و فسخ قرارداد را درخواست کند.
چکیده ردّ منافع ناشی از نقض حق بهعنوان یکی از شیوههای نوین جبران خسارت، در حقوق کامنلای انگلیسی-آمریکایی، جایگاهی رو به گسترش یافته است. این نهاد، با تمرکز بر سلب منافع تحصیلشده توسط ناقض حق، در پی جلوگیری از انتفاع نامشروع و تکمیل کارکردهای سنتی شیوههای جبران خسارت در مسئولیت مدنی است. در ارتباط با این نهاد، پرسش اصلی از این قرار است: تحت چه شرایطی صاحب حق میتواند از این نهاد بهرهمند گردد؟ همچنین، پرسش دیگر این است که در کدام حوزه از ابواب ایراد خسارت (قهری و قراردادی) امکان تمسک به چنین ضمانت اجرایی وجود دارد؟ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی به بررسی شرایط و عناصر لازم برای مطالبه ردّ منافع ناشی از نقض حق در قلمرو مسئولیت مدنی قهری و قراردادی در کامنلای انگلیسی–آمریکایی و حقوق ایران میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که امکان اعمال ردّ منافع،منوط به تحقق شرایطی همچون نقض حق قانونی یا قراردادی، تحصیل منفعت از سوی ناقض، ورود زیان به صاحب حق،احراز رابطه سببیت میان نقض و منفعت تحصیلشده، و عدم کفایت سایر شیوههای جبران خسارت است.افزون بر این،در مسئولیت مدنی قراردادی، مفهوم «انتظار مشروع» متعهدله و در مسئولیت قهری، ملاحظات منع داراشدن ناعادلانه و بازدارندگی، نقش اساسی در توجیه این نهاد ایفا میکنند.
چکیده نهاد کاهش قیمت یا ثمن قراردادی، بهعنوان یکی از مهمترین نوآوریهای اصلاحات سال ۲۰۱۶ قانون مدنی فرانسه، جایگاهی برجسته در نظام حقوقی اجرای تعهدات یافته است. ماده ۱۲۲۳ با الهام از اصول حقوق اروپایی از جمله اصول اروپایی حقوق قراردادها و اصول قراردادهای تجاری بینالمللی، به متعهدله اختیار میدهد تا در صورت اجرای ناقص، معیوب یا نامتعارف تعهد، بدون توسل به فسخ قرارداد یا الزام به اجرای کامل، ثمن را بهتناسب میزان نقص کاهش دهد. این ابزار، علاوه بر کارکردهای اقتصادی و عملی گسترده پژوهش حاضر با تحلیل مبانی نظری، ساختار حقوقی ماده ۱۲۲۳، کارکردهای عملی، رویه قضایی و چالشهای دکترینال آن، تصویری جامع از نهاد کاهش قیمت ارائه میکند. همچنین، با بررسی تطبیقی این نهاد در حقوق ایران و مقایسه آن با مفاهیم مشابهی همچون ارش عیب، تخلف وصف و تبعض صفقه، نشان داده میشود که چگونه مفاهیم فقهی و قراردادی ایران میتوانند در پرتو اصول مدرن حقوق فرانسه تفسیر و تقویت شوند. نتیجه این مطالعه تطبیقی، شناسایی فرصتها، محدودیتها و الزامات اجرایی کاهش قیمت در هر دو نظام حقوقی و ارائه چشماندازی راهبردی برای تقویت عدالت و توازن اقتصادی قراردادهاست.
چکیده این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی پارادوکس «حق حضانت» میپردازد که از یک سو متضمن «حق» (با محوریت مصلحت ذیحق) و از سوی دیگر ناظر بر «حضانت» (با محوریت مصلحت مولیعلیه) است. بررسی دیدگاههای موجود نشان میدهد که رویکردهای حقمحور، تکلیفمحور و ترکیبی کلاسیک به تنهایی قادر به تبیین این نهاد نیستند. در پاسخ، «نظریه ترکیبی نوین» به عنوان چارچوب نظری برگزیده شده که ماهیت اصیل حضانت را ولایی میداند، اما در «ظرف تشاح»، «حقِّ الحَضانَة» را به عنوان امتیازی برای فرد شایستهتر جعل میکند. پذیرش این نظریه دارای آثار حقوقی زیر است: نخست، استقرار الگوی دو مرحلهای (تکلیف ولایی در وضعیت عادی و اعطای حقِ امتیازی در صورت اختلاف). دوم، تبیین منطقی مبانی تصمیمگیری قضایی و شفافسازی استدلالهای دادگاهها در دعاوی مختلف حضانت. سوم، تفسیر دقیق قابلیت اسقاط حقِّ الحَضانَه (قابل اسقاط در مرحله تشاح، ولی بقای تکلیف عام ولایی). چهارم، تعیین جایگاه مصلحت کودک به عنوان محور در مرحله تکلیف و پیشفرض در مرحله اعطای حق. پنجم، ارائه چارچوبی برای حل تعارضات در نهادهای مشابه مانند ولایت قهری.در نتیجه، این نظریه با عبور از تقلیلگرایی، پارادوکس ظاهری را حل کرده و ابزاری کارآمد برای تحلیل منسجم و ایجاد وحدت رویه در حقوق خانواده فراهم میسازد.
چکیده قراردادهای جوینتونچر در پاسخ به نیاز تجمیع سرمایه و توانایی، توزیع ریسک و برقراری امکان شرکت در چندین پروژه به صورت همزمان، توسعه یافته اند. یکی از مهمترین ریسکهایی که شرکا در این نوع از قراردادهای مشارکت با آن مواجه اند، بنبست در تصمیمگیری است که در صورت عدم رفع آن، ممکن است به توقف پروژه و حتی فروپاشی مشارکت بیانجامد. با توجه به فقدان چارچوب نظری یکپارچه و مدل قراردادی نظاممند برای پرهیز از مشکل یاد شده، این پژوهش که به صورت توصیفی-تحلیلی با رویکرد ترکیبی و با استفاده از تحلیل دکترینال و تحلیل نمونه قراردادها انجام شده و روش گردآوری اطلاعات در آن از نوع کتابخانهای بوده است؛ در صدد ارائه یک چارچوب قراردادی چندسطحی برای پیشگیری و رفع بنبست تصمیمگیری با تلفیق سازوکارهای قراردادی، حاکمیتی، مداخله ثالث و خروج است. نتیجه آنکه طراحی مکانیسم تصمیمگیری مناسب و طبقه بندی راهکارهای رفع بنبست در سطوح مختلف، به عنوان راهکاری کارآمد برای رفع بن بست با حفظ و تاکید بر حقوق شرکای در اقلیت، مجموعی از روشها را پوشش میدهد که لازم است حسب شرایط و اوضاع و احوال بن بست بوجود آمده بهکار گرفته شود.
چکیده ریسک اشتباه، احتمال عدم انطباق مفروضات طرفین با واقعیت است. در حقوق مدرن، عدم پذیرش ریسک شرط استناد به اشتباه است؛ زیرا با پذیرش ریسک، احتمال مغایرت پندار با واقعیت، بخشی از تراضی طرفین است و لذا کشف مغایرت این دو، تحقق مفاد قرارداد محسوب میشود. بر این اساس، اگر ریسک وقوع اشتباه، صریحاً یا ضمناً به طرف زیاندیده تخصیص یابد، وی حق ابطال نخواهد داشت. البته این قاعده مطلق نبوده و اعتبار آن تابع مؤلفههایی نظیر نظم عمومی و قصد واقعی طرفین است. در حقوق ایران، چنین شرطی به صراحت نیامده و اعمال آن در پارهای موارد با شبهه غرر مواجه است. لذا پرسش اصلی آن است که آیا در حقوق ایران، عدم پذیرش ریسک از شروط استناد به اشتباه محسوب میشود؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، چگونه میتوان مرز میان پذیرش ریسک معتبر و غرر مبطل را ترسیم نمود؟
یافتههای پژوهش نشان میدهد، ردپای نظریه پذیرش ریسک در نهادهای بومی قابل شناسایی و بر مبنای تفکیک غرر مبطل از مخاطرات معقول (که مبنای پذیرش طیف وسیعی از عقود مبتنی بر عدم قطعیت است)، شبهه غرری بودن آن در بحث اشتباه منتفی است. لذا می توان پذیرش ریسک را در نظام حقوقی ایران، مانع استناد به اشتباه دانست.
چکیده تامین مالی داوری بین المللی توسط شخص ثالث، پدیده ای نوظهور و جدید است. با وجود انواع روش های تامین مالی داوری بین المللی توسط شخص ثالث، آنچه مورد مطالعه می باشد روشی بدیع است که در آن تامین کننده ثالث هزینه دعوی خواهان در داوری را به عهده می گیرد و در صورت پیروزی خواهان، استحقاق مبلغ توافق شده را دارد اما در صورت شکست در دعوا، حق مراجعه به خواهان برای دریافت هزینه های انجام شده را ندارد. هدف این مقاله، تشریح و تحلیل چالش های اساسی مرتبط با استفاده از چنین تاسیسی است. اعتبار این نهاد در نظام حقوقی کشورهای مختلف ، با توجه به نبود مقررات و همچنین تاثیر برخی از مفاهیم موجود محل نقد نقادان است. گسترش روز افزون استفاده از آن ایجاب می کند این پدیده سریعاً خود را تنظیم نماید و برای چالش های اساسی پیرامون خود پاسخ های روشنی ارائه کند. شناخت چالش ها و راهکارها می تواند ضمن کمک به شناسائی و پذیرش این نهاد در کشورهای مختلف، به ویژه در ایران، زمینه را برای تشویق اشخاص به سرمایه گذاری در این حوزه فراهم نموده و نهایتاً منجر به تقویت جایگاه کشورها به عنوان مقرّ داوری های بین المللی گردد.
چکیده یکـی از امـوری کـه بـهعنـوان یـک اصـل در آیـین دادرسـی مـدنی پذیرفتـه شـده، اصـل تغییرناپذیری عناصر دعوی میباشد. در ادبیات حقوق و قوانین ما بـه ایـن اصـل اشـاره و بحثـی نشده است. هدف از تحریر این مقاله تبیین عناصـر دعـوی و بررسـی امکـان تغییـر آن در طـول دادرسی یا همان قسمت اخیر ماده 98قانون آیین دادرسـی مـدنی مـیباشـد کـه اسـتادان آیـین دادرسی مدنی در کتابها و مقالههای خود کمتر به آن پرداختـهانـد؛ از ایـنرو در ایـن نوشـتار سعی شده به استناد مادهی یادشده و سایر مواد قانون آیین دادرسی مدنی، عناصر دعوی تعریف و چگونگی تغییر آن بحث و مطالعه شود.
چکیده نوسانهای شدید قیمتها که میتواند موجب مخدوش شدن تعادل عوضین قرارداد، بهخصوص در قراردادهای با اجرای طولانیمدت، نظیر قراردادهای پیمانکاری شود. یکی از روشهای به حد معقول رساندن خطر ناشی از هزینههای پیشبینی نشده نشأت گرفته از نوسان قیمت در مواد اولیه و نیروی انسانی، طراحی نظام تعدیل قیمت قرارداد است. در حقوق ایران، در پیمانهای عمومی شرایط عمومی پیمان مبنای تنظیم قراردادهای پیمانکاری دولتی قرارگرفته است که نمونه خارجی آن، قراردادهای نمونه صادره از فیدیک است. با توجه به اینکه در پیمانهای عمومی در ایران، دولت بهعنوان رکن نظارتی، دخالت مستقیمی بر روند اجرای این دسته از قراردادها دارد، تحلیل ماهیت و مبنای تعدیل در شرایط عمومی پیمان، محل اختلاف است و ما در این تحقیق بر آنیم تا ماهیت و مبنای شرط تعدیل در شرایط عمومی پیمان (اگر منظور از پیمان همان قرارداد است از نویسنده اجازه بگیرید که پیمان را همان قرارداد بیاوریم چون از هر دو عبارت در مقاله استفاده کرده و ظاهراً در یک معنی که در ادبیات حقوقی ایران عبارت قرارداد بیشتر مورداستفاده میباشد) شرایط عمومی پیمان یک جمله خاص و یک نمونه قرارداد است و نمیتوان عنوان قرارداد را بر آن اطلاق نمود. را بررسی کرده و آن را با قراردادهای نمونه (فیدیک)، مورد مقایسه تطبیقی قرار دهیم.
چکیده چکیده مطابق قاعده العقودتابعه للقصود ، قرارداد تابع قصد واقعی طرفین اس ت. بنابراین اگر دوطرف، قراردادی منعقد نمایند و مقصود آنان عقد دیگری باشد، عمل حقوقی تابع موردی است که قصد نمودهاند، هر چند عنوان دیگری برای آن انتخاب کرده باشند. یکی از مواردی که رویه قضایی در سالهای اخیر بهطور فزایندهای با آن رو به رو شده، استفاده از پوشش وکالت به منظور انتقال مالکیت است؛ که به دلایل مختلف واقع میشود. حال این سوال اساسی مطرح میشود، آیا این عمل حقوقی افراد صحیح است؟ در صورت صحت، ماهیت آن چیست و چه آثاری دارد؟ در پاسخ باید گفت استفاده از قالب وکالت بهمنظور انتقال مالکیت مطلقا صحیح نیست، حتی در مواردی که استفاده از عقد وکالت بهمنظور انتقال مالکیت صحیح است ، ماهیت یکسانی ندارد، زیرا با توجه به شرایط معامله، ماهیت این عمل در برخی از موارد بیع بههمراه وکالت و در مواردی دیگر امارهای بر وقوع عقد بیع سابق است که تفاوت این دو ماهیت در زمان انتقال مالکیت جلوهگر میشود. اما در هر دو مورد، عقد وکالت با جنون، فوت و سفه منفسخ میشود درحالیکه حق مالکیت وکیل بر مال، پا برجا میماند. در پرتو نوشته حاضر سعی شده تا با بررسی علل انجام این عمل حقوقی، ماهیت، وضعیت و آثار آن تبیین شود.
چکیده با اینکه بندهای 5 و 7 الی 11 ماده 84 از فقه اقتباس شده و بند 7 الی 11 در قانون قدیم آیین دادرسی مدنی وجود نداشته است و در فقه موارد مذکور و موارد دیگری به عنوان شروط قابل استماع بودن مورد مطالعه قرار گرفته، قانون گذار این موارد را تحت عنوان ایرادات و موانع رسیدگی آورده است که عنوان فقهی مشابهی ندارد. به علاوه ضمانت اجرای عدم وجود شرایط قرار رد دعوی پیش بینی شده است. این در حالی است که در صورت عدم وجود شرایط، دعوی غیر قابل استماع میباشد و دادگاه میبایست قرار عدم استماع دعوی صادر نماید که از نظر آثار با قرار رد دعوی متفاوت است. هدف از این مقاله مطالعه شرایط قابل استماع بودن دعوی در فقه، با توجه به قانون آیین دادرسی مدنی و مقایسه آن با حقوق فرانسه میباشد.
چکیده رای مستدل رایی است که دادرس و داور کلیه جوانب عمل و واقعه حقوقی را شناسایی، تحلیل و توصیف نماید. منظور از رای مستند پیدا کردن قالب قانونی برای واقعه یا عمل حقوقی صورت گرفته است. موجه با مستدل بودن رای مفهومی یکسان دارد لیکن با مدلل بودن متفاوت است. توصیف تکنیک حقوقی است که امور موضوعی را به امور حکمی متصل می کند. دادرس برای صدور رای ابتدا منشا خواسته خواهان را بررسی و با کشف حقیقت عمل و واقعه حقوقی را توصیف می کند و نهایتاً قالب قانونی آن را انتخاب و بر اساس آن حکم مسئله را جاری و رای پرونده را صادر می کند. این تحقیق به نقش، جایگاه و تاثیر رای مستدل، مستند و موجه در تامین عدالت قضایی و حقوق طرفین و ضمانت اجرای عدم رعایت این عوامل که حسب مورد ناظر بر جبران خسارات وارده، تخلف انتظامی و ارتکاب جرم کیفری است می پردازد. از این رو ابتدا مفهوم و ماهیت مستدل، مستند، موجه بودن رای بررسی و تفاوت آن با توصیف حقوقی قضیه و آثار حاکم بر آن مشخص می گردد. نهایتاً ضمانت اجراهای عدم صدور رای غیرمستدل و غیر مستند تحلیل و بررسی می گردد.
چکیده در نظام حقوقی ایران، از اظهار اعسار، با عنوان «دعوای اعسار» یاد شده است. پس، انتظار منطقی آن است که این دعوا از اصول دادرسی و قواعد حقوقی پیروی نماید. به واقع نیز چنین است و عدم رعایت اصول و قواعد بنیادین، نقض رأی را در پی دارد. با وجود این، با مداقه در قوانین و مقررات موجود، بر خلاف انتظار معلوم می شود که در رسیدگی به دعوای اعسار و نتیجتاًً حکم اعسار، بسیاری از اصول دادرسی و قواعد عام حقوقی رعایت نمی شود. در این مقاله، پس از معرفی اجمالی دعوای اعسار و قانون حاکم بر آن، مصادیق این چشم پوشی های قانونگذار و جهت آن تبیین گردیده است. قانونگذار در دعوای اعسار از اصولی چون عدم تمکن اشخاص، مالی بودن دعاوی، ملازمه اذن به شییء با اذن به لوازم آن، اعتبار امر قضاوت شده، صلاحیت دادگاه محل اقامت خوانده و نیز قواعدی مانند ضمان عاقله، نسبی بودن اثر احکام، تبعیت متوقف از نظام ورشکستگی صرفنظر نموده است.