تجارت بین الملل
مریم فارسی؛ حمیدرضا علومی یزدی
چکیده
یکی از مهمترین دلایلی که طرفین دعوا، داوری را بهعنوان مکانیسم حلّ اختلاف برمیگزینند، حاکمیت ارادۀ آنها در انتخاب داور است. باوجوداین، حاکمیت مطلق ارادۀ طرفین، به شکلگیری فرایندهایی منجر شده است که بعضاً اجرای عدالت و مشروعیت داوری را مورد سؤال قرار میدهد. «انتصابات مکرر یک داور» ازسوی یکی از طرفین در پروندههای ...
بیشتر
یکی از مهمترین دلایلی که طرفین دعوا، داوری را بهعنوان مکانیسم حلّ اختلاف برمیگزینند، حاکمیت ارادۀ آنها در انتخاب داور است. باوجوداین، حاکمیت مطلق ارادۀ طرفین، به شکلگیری فرایندهایی منجر شده است که بعضاً اجرای عدالت و مشروعیت داوری را مورد سؤال قرار میدهد. «انتصابات مکرر یک داور» ازسوی یکی از طرفین در پروندههای متعدد، از مواردی است که میتواند با ایجاد ظاهر جانبدارانه، استقلال و بیطرفی داور و متعاقباً اجرای عدالت را مورد تردید قرار دهد. سازمانهای داوری بینالمللی باتوجه به نقش و جایگاهی که در صیانت از داوری و نظارت بر حسن اجرای فرایند آن دارند، تلاش میکنند بهنحو معقولی بین احترام به آزادی طرفین و مشروعیت و انسجام داوری تعادل ایجاد کنند. باوجوداین، قواعد سازمانی بهطور خاص در زمینۀ انتصابات مکرر مقررۀ شفافی ندارد و به ملاکهایی کلی و ذهنی ارجاع میدهد. این مقاله با تحلیل تأثیرات سوء انتصابات مکرر و تشریح مواضع غیرشفاف سازمانهای داوری دراینخصوص، راهکارهایی را که سازمانهای داوری میتوانند ازطریق اصلاح قواعد، اعمال اختیارات سازمان و یا تنظیم اصول و منشورهای اخلاق حرفهای برای مقابله با این پدیده بهکار گیرند، پیشنهاد میدهد.